محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
296
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كرد و به خدمت و بيگارى گرفت و در كارها تقسيمشان كرد ، و گروهى را به بنايى و گروهى را به كشت و كار واداشت و همه به كارهاى فرعون مشغول بودند و هر كه كارى نداشت جزيه مىداد و چنان كه خدا عز و جل فرمود : « سخت به عذابشان داشت . » ولى به دين خود بودند و از آن دست بر نداشتند و فرعون زنى از بنى اسرائيل گرفت كه آسيه دختر مزاحم نام داشت و از زنان نكوكار و نامى بود و فرعون دراز بزيست و بنى اسرائيل زير سلطهء وى بودند كه به سختى در عذابشان داشت و چون خدا عز و جل خواست خلاصشان كند و موسى به سن كمال رسيد او را رسالت داد . گويد : و چون زمان موسى نزديك شد منجمان فرعون پيش وى شدند و گفتند : « ما ، در علم خويش چنين مىيابيم كه به زودى مولودى از بنى اسرائيل بيايد كه پادشاهى از تو بگيرد و بر قدرت تو دست يابد و از سرزمينت بيرون كند و دينت را دگرگون كند . » و چون اين سخن بگفتند فرمان داد تا همه مواليد پسر بنى اسرائيل را بكشند و دختران را بگذارند و همه قابلگان مملكت خويش را فراهم آورد و گفت : « هر پسرى از بنى اسرائيل كه به دستتان افتاد بكشيد » و چنين كردند و پسران بزرگتر را نيز بكشتند و زنان آبستن را شكنجه كردند تا بچه بيندازند . مجاهد گويد : شنيدم كه گفتى نى بيارند و بشكافند تا چون تيغه بران شود و آن را پهلوى هم رديف كنند و زنان آبستن بنى اسرائيل را روى آن بدارند تا پاهايشان را ببرد و زن آبستن بچه زير پاى انداختى و آن را لگد كردى كه پايش را از برش و رنج نى حفظ كند و در اين كار افراط كرد و نزديك بود كه بنى اسرائيل را نابود كند . و قبطيان بود گفتند : « اين مردم را كه كارگران تواند فنا كردى و نسلشان را برانداختى . » و بگفت تا يك سال پسران را بكشند و سال ديگر نگهدارند و هارون در سالى زاده شد كه پسران را نگه ميداشتند و موسى در سالى زاده شد كه پسران را ميكشتند